فرهنگ سازی مالیاتی
امروزه درآمدهای مالیاتی در تأمین مالی دولت‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند. مالیات مایه مشروعیت یک حاکمیت است و ملت به واسطه پرداخت آن، صاحب حق می‌شوند و دولت موظف به پاسخگویی است. اگر دید مردم به مالیات به شکلی باشد که احساس کنند مردم یا مودی مالیاتی یک طرف هستند و دولت طرف دیگر که مالیات را از مردم می‌گیرد و برای امور مختلف خرج می‌کند، از رودرویی و بروز اختلاف میان مردم و دولت جلوگیری می‌شود .
فرهنگ مالیاتی به باورهای مردم درمورد مالیات و لزوم پرداخت آ ن گفته می شود.
اشاعه و رشد و گسترش این فرهنگ در جامعه از آن جهت بسیار حائز اهمیت است که بدون اعتلای فرهنگ مالیاتی و پذیرش مالیات از سوی مودیان مالیاتی، هیچ نظام مالیاتی‌ای اثربخشی مناسبی نخواهد داشت.
امروزه تقریبا در همه دنیا، مردم پذیرفته‌اند که اگر در زندگی روزمره‌شان خدمتی دریافت می‌کنند، باید هزینه آن را به‌طورمستقیم یا غیرمستقیم بپردازند. اکثر مالیات‌دهندگان پذیرفته‌اند که چرا مالیات می‌دهند. آنها در ازای خدماتی که دریافت می‌کنند، با رغبت مالیات می‌پردازند و به همین دلیل با کم‌کاری و اسراف در بودجه کشورشان به‌شدت برخورد می‌کنند. عدم فاصله میان دولت و مردم مهم‌ترین مساله در پرداخت با رغبت مالیات است. زمانی که مردم بدانند هرگونه شانه خالی کردن از زیر بار مالیات، در نهایت به ضرر خود آنهاست و مانع از اجرای برنامه‌های رفاهی دولت خواهد شد، مطمئنا مالیات را با رغبت می‌پردازند; بنابراین برنامه‌های اقتصادی دولت نیز باید علمی، دقیق و خارج از روش آزمون و خطا باشد و مهم‌ترین ملاک برای هر دولتی، مردم باشد. به همین منظور در بسیاری از کشورها، سازمان‌های قدرتمندی وجود دارد که بر نحوه مصرف مالیات نظارت داشته و عملکرد آنها مالیات‌دهندگان را مطمئن می‌کند که مالیات‌های پرداختی آنها دقیقا برای همان مصارفی که در بودجه دولت‌ها منظور شده به مصرف می‌رسد; یعنی مردم به چشم خود آثار پرداخت مالیات را در همه زمینه‌های زندگی اجتماعی خود از آموزش ابتدایی تا عالی گرفته تا درمان و بهداشت، توسعه و عمران شهری، راه‌های ارتباطی، توسعه وخدمات شهری و... مشاهده می‌کنند و نهادهای انتخابی هم به نمایندگی از طرف مالیات‌دهندگان بر کار مصرف‌کنندگان درآمدهای مالیاتی نظارت دقیق و همه‌جانبه دارند.
جلب رضایت مالیات‌دهندگان، ضابطه‌ای است که رعایت آن، اعتماد آنها را به دولت و به سازمان مالیاتی تقویت می‌کند. این اعتماد و اطمینان، موثرترین راه کارآیی در اظهار، تشخیص و وصول مالیات و رسیدگی به شکایت‌هاست: از آنجا که صداقت در اظهار مالیات را تحکیم می‌بخشد، تشخیص را تسهیل می‌کند، هزینه‌های وصول را کاهش می‌دهد و می‌تواند از هزینه‌های اداره امور مالیاتی نیز بکاهد و در فرهنگ پرداخت مالیات نیز بسیار مهم است.
یکی دیگر از عوامل موثر بر ایجاد فرهنگ مالیاتی، تبلیغ در ارتباط با مسائل مالیاتی است و اگرچه شرط کافی نیست; شرط لازم است. اگر در کتاب‌های درسی، در کانون‌های مختلف اجتماعی، در سینماها، فیلم‌های تلویزیونی و برنامه‌های رادیویی کشور به مسأله مالیات که حیاتی‌ترین مساله یک اقتصاد سالم است توجه شود می‌توان امید داشت که در این زمینه، تحولات اساسی ایجاد شود.
عامل دیگر همگانی شدن فرهنگ پرداخت مالیات در کشورهای توسعه‌یافته، انعطاف‌پذیر بودن و پویایی قوانین مالیاتی است، به‌نحوی‌که شاخص‌های متغیر اقتصادی در مواقع ضروری سبب بالا یا پایین رفتن نرخ مالیات‌ها شوند.
ایجاد اعتماد و روحیه مساعد در اعضای یک اجتماع، مستلزم وجود شرایطی است که مهم‌ترین آنها عادلانه بودن مالیات دریافتی، کفایت دستگاه اداره مالیات و استفاده درست و بهینه از مالیات‌های دریافتی است. مردم باید اعتماد کنند که وضعیت مالیات‌ها به ترتیبی است که هرکسی سهم عادلانه خود را می‌پردازد. اگر این احساس در افراد عمومیت پیدا کند که بعضی با درآمد و ثروت بیشتر مالیات کمتری می‌پردازند و یا بدون داشتن حقی از معافیت‌های مالیاتی بالاتری برخوردارند، روحیه پرداخت مالیات در جامعه تضعیف می‌شود .
با توجه به اینکه اراده و خواست مردم، عمده‌ترین نقش را در اجرای قانون مالیات‌ها ایفا می‌کند، موثرترین عامل موفقیت در اجرای این قوانین، همان فرهنگ مالیاتی جامعه خواهد بود. از طرفی لازمه و شرط اول برای ترویج هر مقوله عدالت است، یعنی وقتی مردم مطمئن شوند که چارچوب قوانین مالیاتی برای همه در نظر گرفته شده و اجرا می‌شود و هیچ تبعیضی میان افراد جامعه وجود ندارد، خودشان را مطیع قانون دانسته و اطاعت از آن را واجب می‌دانند . به‌طور قطع اقتصاد سالم، اقتصادی است که بیشتر بر پایه مالیات بنا و سعی شده باشد که هزینه‌های جاری و عمرانی دولت از طریق وصول مالیات تأمین شود . بنابراین لازم است با گسترش فرهنگ مالیات در سطح جامعه و شناختن اهمیت آن در توزیع درآمد و ایجاد عدالت اجتماعی و از میان بردن فاصله‌های طبقاتی آن را جایگزین تفکر سنتی پول نفت کرده و بسترهایی به‌وجود آوریم تا مالیات‌دهی جزو وظایف و تکالیف مهم آحاد جامعه تلقی و این باور عمومی ایجاد شود که مالیات‌ها صرف امنیت و رفاه اجتماعی، احداث مراکز درمانی و کارهای عمرانی و زیربنایی می‌شود و مردم خود از مزایای آن بهره‌مند خواهند شد که در آن‌صورت با رغبت بیشتر و با تمایل خویش نسبت به پرداخت مالیات اقدام خواهند کرد .


تاریخ یادداشت: 1399/12/20
کلمات کلیدی: